رویدادها و تازه‌ها

فیلم سلامت نیازمند متن خوب، مشاوران آگاه و کارگردانی درست است

فیلم سلامت نیازمند متن خوب، مشاوران آگاه و کارگردانی درست است

خاطره جمعی همه ما از فیلم‌ها و سریال‌های دهه 70 تکرارناپذیر و تمام‌ناشدنی است.

سریال «خاله سارا» و«خانه سبز» با نام آتنه فقیه نصیری گره خورده است. بازی خوب و شیرین او در سریال نوروزی «نشانی» که برای آن، تیپ‌سازی انجام داده بود نیز یکی دیگر از نقش‌آفرینی‌های پرخاطره فقیه نصیری است. او در سریال «جراحت» با ایفای نقشی خاکستری ثابت کرد که می‌تواند ازعهده نقش‌های پرچالش بربیاید.

فقیه نصیری در حال حاضر کمتر در قاب تصویر ظاهر می‌شود و علت آن، ابتلا به بیماری ام‌اس است که هنگام بازی در مجموعه «شمعدونی» به کارگردانی سروش صحت متوجه آن شد و از آن پس، ضمن درمان، فعالیت‌های روزانه خود را با شدت کمتری ادامه می‌دهد.

فقیه نصیری در گفت‌وگوی پیش رو، به این نکته اشاره می‌کند که به علت صحیح نبودن بازنمایی بیماری‌ها در رسانه، نوعی ترس عمومی در جامعه به وجود می‌آید که صحت ندارد.

او هم‌اکنون سفیر انجمن  ام‌اس است. در ادامه، ماحصل این گپ و گفت را می‌خوانید:


وضعیت بازنمایی فیلم‌هایی را که به نمایش مشکلی خاص، مثل بیماری، می‌پردازند و آن را در جامعه مطرح می‌کنند، چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟ این فیلم‌ها تا چه اندازه با واقعیت روز جامعه مطابقت دارند؟

درباره فیلم‌هایی که بیماری خاصی را نشان می‌دهند، به جز «طلا و مس» چیز دیگری در ذهنم نیست. این فیلم مشکلات فردی را نشان می‌دهد که به ام‌اس مبتلا است، اما نشانه‌های این بیماری در بیماران مختلف، متفاوت است و فیلم، طبیعتا تصویر کاملی از این بیماری ارائه نمی‌دهد. به علت صحیح نبودن بازنمایی بیماری‌ها گاهی نوعی ترس عمومی در جامعه به وجود می‌آید که صحت ندارد. طی سال‌های مدید، اطلاعات نادرستی از بیماری ایدز داشتیم و فکر می‌کردیم هرکس دچار این بیماری می‌شود، زندگی‌اش تمام شده است. در حال حاضر پزشکی به ما می‌گوید، کسی که ایدز دارد می‌تواند زیر نظر پزشک، زندگی معمولی داشته باشد. این باور درباره سرطان هم وجود داشت و ما تا سال‌ها سرطان را با مرگ یک‌سان می‌دانستیم.

وقتی بیماری خاصی را در یک فیلم همراه با مشکلات و علائم آن نشان می‌دهیم، خیلی خوب می‌شود اگر در کنار بیماری به این نیز اشاره کنیم که مردم و اطرافیان بیمار چه‌طور باید با او برخورد کنند و خود شخص چه‌طور باید با این مسئله برخورد کند. درباره خودم، از ابتدای این مسئله نوعی شوک، انکار و ناباوری وجود داشت، چون همواره دنبال علتی برای این بیماری هستید اما علت آن را نمی‌دانید. ظاهرا این بیماری علت مشخصی ندارد و این باعث می‌شود تا در مرحله اول خشمگین شویم و آن را انکار کنیم. وقتی خشمگین هستیم و بیماری را انکار می‌کنیم می‌خواهیم با تمام جهان بجنگیم و تعارضی در این میان به وجود می‌آید. این، زندگی افرادی را که دچار بیماری می‌شوند، خیلی سخت می‌کند. وقتی بیماری‌ام را از بقیه مخفی می‌کردم، اضطرابم بیشتر بود و این اضطراب در من وجود داشت که اگر نتوانم راه بروم، چه اتفاقی می‌افتد؛ اما از زمانی که این مسئله را آشکار کردم، اضطرابم در این‌باره برطرف شد. در حال حاضر، اگر هنگام راه رفتن مشکلی برایم ایجاد شود، اطرافیانم و دیگر دوستانم می‌دانند با چه مسئله‌ای مواجه هستم. وقتی بیماری را بپذیرید و در مقابل آن تسلیم شوید، این پرسش در شما به وجود می‌آید که اکنون که این ناتوانی در من به وجود آمده است، چه‌طور باید با آن برخورد کنم. این‌ها مسائلی هستند که باید بیشتر در فیلم‌ها به آن‌ها پرداخته شود.

فکر می‌کنید فیلم‌هایی که در ابعاد عمومی جامعه ساخته می‌شوند، بیشتر روی کدام مسئله تمرکز دارند؟

در تلویزیون و رسانه‌های خودمان می‌بینم که تمرکز، بیشتر روی اعتیاد است؛ اما فکر می‌کنم اگر بخواهند برای یک قضیه خیلی مهم در جامعه فیلمی بسازند، باید درباره معضلات روانی باشد. به نظرم سرچشمه بیماری‌ها مربوط به اعصاب و روان است و به هرحال اضطراب و استرس در زندگی شهری ممکن است دخیل باشد. نمی‌دانم آیا این امکان وجود دارد که ریشه‌یابی کنند این استرس و اضطراب از کجا می آید و به چه‌چیز مربوط می‌شود و جامعه چه‌چیزی را به ما تحمیل می‌کند که ما دچار این اضطراب‌ها می‌شویم؟ فکر می‌کنم روح و روان و اعصاب ما حرف اصلی را می‌زند.


رفتار شما قبل و بعد از بیماری تا چه اندازه دست‌خوش تغییر شد؟

خیلی زیاد. فکر می‌کنم خداوند کسانی را که دچار این بیماری می‌شوند خیلی دوست دارد و می‌خواهد زود آن‌ها را متوجه کند که راه اشتباهی را در پیش گرفتند. فکر می‌کنم این هم برای من یک علامت بود که راه را اشتباه می‌روم. اهمیت دادن به چیزهایی که چندان اهمیتی ندارند و حرص خوردن برای مسائلی که از کنترلم خارج است، در گذشته اتفاق می‌افتاد و حالا تمام این مسائل در من از بین رفته است. وقتی دچار این مشکل شدم، متوجه شدم که زندگی و سلامتی‌ام خیلی باارزشتر از آن است که بخواهم زندگی و اعصاب خود را درگیر چگونگی قضاوت دیگران درباره خودم کنم.

حالا که سفیر بیماری ام‌اس شدید، تلاش می‌کنید برای شناخت بیشتر این بیماری چه فعالیتی داشته باشید؟

به من افتخار دادند تا سفیر انجمن ام‌اس باشم و با خود فکر می‌کنم که برای این دوستان و بیماران چه‌کاری می‌توانم انجام دهم. همان‌طور که اطلاع دارید در کشورمان مدعیان دروغین درمان کامل بیماری ام‌اس با روش‌های غیرعلمی بسیارند. درمان کامل ام‌اس تا الان وجود نداشته است و شیوه‌هایی هست که در حال حاضر در کانادا به کار می‌رود، اما طی تماسی که با انجمن ام‌اس داشتم، متوجه شدم که این شیوه‌ها بعد از چند سال باید جواب خود را پس بدهند تا بتوانیم درباره آن‌ها نظری داشته باشیم و نمی‌توانیم بر آن‌ها صحه بگذاریم. تصمیم دارم بروم پی‌گیر این مدعیان دروغی شوم و با انجمن ام‌اس در میان بگذارم که آیا این ادعاها صحت دارند یا نه؟

نقش هنرمندان در شناخت بیماری‌های مختلف با فیلم‌هایی که بازی می‌کنند، تا چه اندازه اهمیت دارد؟

فکر می‌کنم در این زمینه، اول باید نویسنده خوب داشته باشیم و یک بازیگر به تنهایی نمی‌تواند تاثیرگذار باشد.

نقش فیلم به عنوان یک پدیده فرهنگی در رشد و ارتقای سلامتی جامعه را چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

اگر فیلم‌ها خوب ساخته شوند، تاثیر بسیاری خواهند گذاشت و تمام این مسائل مشروط به این است که یک متن خوب با وجود مشاوران آگاه و کارگردانی درست به‌خوبی تصویر شود که در این‌صورت به طور حتم تاثیرگذار است.

 اگر برای افزایش سلامت عمومی جامعه توصیه‌ای دارید که فکر می‌کنید کمتر به آن توجه شده است، بفرمایید.

تصورم این است که مردم بیش از هر زمانی باید مراقب سلامت روان خود باشند. گاهی در شبکه‌های اجتماعی به این فکر می‌کنم که این میزان خشم و بی‌ادبی از کجا نشات می‌گیرد و این نشانه وجود مشکل در ذهن روح و برخی افراد است. فکر نمی‌کنم آدم عادی و طبیعی به این سرعت شروع به فحاشی کند و باید ریشه آن را بدانیم تا درمانی برای آن پیدا شود.

بهترین فیلم‌هایی که در حوزه سلامت دیده‌اید، کدام‌ها بوده‌اند؟

فیلم «Still Alice» درباره آلزایمر با بازی جولین مور خیلی در ذهنم مانده است. فیلم درباره استاد دانشگاهی است که در سن پایین دچار بیماری آلزایمر می‌شود و بیماری به سرعت پیشرفت می‌کند. فیلم، مواجهه او را با این بیماری و همچنین اطرافیان و راه‌هایی را که برای کنار آمدن با آن باید در نظر بگیرند، نشان می‌دهد. به نظرم جای فیلم‌هایی از این دست، خالی است. یک فیلم هم درباره پرفسور استفن هاوکینگ به نام «تئوری همه‌چیز» و شرایط خاصی که برایش به وجود آمد دیدم که جالب بود.